کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱۳ خرداد ۱۳٩٢ :: ٢:۳٤ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

خیلی فرندلی و خوشحال تکیه دادم کنار سینک و خانم صاحبخونه داره برنج وابکش میکنه داریم صحبت های خاله زنکی رو خیلی اروم اروم طوری که صدامون نره اونور اشپزخونه و همسران بشنون میگیم

حالا نوبت مخلوط کردن مواد لوبیا پلو با  برنج ابکش شده هست. همینطور که داره یه کفگیر برنج میریزه و یه کفگیر مواد قاطیش میکنه منم دارم حرف میزنم که یهو دستش رو کرد تو قابلمه و خیلی ریلکس یه موی بلند به قاعده نیم متر رو از تو برنج دراورد انداخت تو سینک و بدون اینکه به روش بیاره که اصلا موضوع مهمی اتفاق افتاده به کار قبلیش ادامه میده. منم با اینکه دارم بالا میارم اما حتی صحبتم رو قطع نمیکنم ولی دارم تو معدم بالا میارم. 



موضوع مطلب : من و دوستام

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed