کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱۸ بهمن ۱۳٩٢ :: ۳:٥٧ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

همه میدونیم یه روز خوب با یه صبحانه خوب شروع میشه.

من از املت پر روغنی که یه عالمه سرخ شده باشه برای صبحانه خیلی بدم میاد دوست دارم همه چیز نرم و پفی باشه.

عادت دارم تخم مرغ ها رو بریزم تو یه ظرف هم بزنم یه گوجه توش رنده کندم قارچ و سوسیس رو هم قاطیش کنم بعد همه رو با هم بریزم توی طرف با یه ذره روغن به قول همسر املت آب پز!

همسر عادت داره سوسیس ها رو جدا سرخ کنه گوجه  رنده شده رو بزار آبش کشیده بشه بعد تخم مرغ ها رو بزنه آخر سر سوسیس رو قاطی کنه یعنی همه چیز پر از روغن و حسابی سرخ شدهناراحت

بعد رقابت داریم کی صبح ها املت درست کنه. من بدو بدو صبح ها بدون شستن صورت و مسواک میرم تو آشپزخونه مدل خودم درست کنم نرسیده به آشپزخونه نمیدونم چجوری زودتر از من داره املت درست میکنه دقبقا صبحم میریزه بهم که هیچ هر وقت اون غذا درست میکنه من ظرف میشورم یعنی من نه تنها املت پر روغن خوردم باید هزار و پونصد تا ظرفی رو که برای یه املت کثیف کرده هم بشورمعصبانی

تو یه ظرف تخم مرغ ها رو میشکنه تو یه ظرف سوسیس سرخ کرده میزیره تو یه ظرف قاشق که باهاش همزده رو میزاره.

اول صبحی همچی اعصابم میریزه بهم و دنبال بهانه میگردم دعوا راه بندازم. خوب بدم میاد دارم یه کاری میکنم میاد از دستم میگیره تازه من ظرف هم باید بشورم این چجور صبحی میتونه باشه؟

چشمک

 



موضوع مطلب : من و همسر / من و آشپزی

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed