کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٢٤ بهمن ۱۳٩٢ :: ٤:٢٦ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

بععععله در راستای پست های قبل و یک ماه تشنج سر پروژه مورد نظر و حرف های همکاران گرام در مورد اینکه من دارم اشتباه میکنم و اصلا همچین چیزی امکان نداره و برخورد بقیه با من مثل اینکه من حرف بیخود میزنم و دارم زور میگم و اصلا چیزی که من میگم وجود خارجی نداره.

خیلی شیک و مجلسی نشستم پای کاری که هیچ اطلاعی ازش نداشتم و در کمتر از 2 ساعت ادعام رو ثابت کردم و کاری که بعضی از همکاران عزیزم که اکسپرت بودن و نمیتونستن انجام بدن رو انجام دادن و حسم بعد از این کار کلی پشت و وارو بود به اضافه اینکه بارها بارها اعلام کردم که من از همه باهوشترمخنده

بعععله اعلان عمومی دادم که من از همه باهوشترم و کلی حرکات موزون و شادمانی و ورجه ورجه.

حس خوبی بود بعد از یک ماه فضای تشنج ذهنم و اینکه بقیه دائم یادآوری میکردن اصلا همچی چیزی ممکن نیست خودم با چندساعت نشستن سر کاری رو که تخصص اونهاست و از نظر اونا غیر ممکن انجام دادم.

الانم از شادی در پوست خویش نمیگنجم و اعتماد به نفسم رو سقفه!ابله

خوب من برم کلی فخر فروشی کنم و بهشون یاداوری کنم من از همشون باهوشترمیول

خودم میدونم ادم باید متواضع باشه ولی قبول کنید اینکه ادم دستاوردهاش رو بکنه تو چشم کسایی که باهاش مثل یه کسی که هیچی بلد نیست رفتار کردند حس خیلی خوبیه. و منم اصلا فکرش رو نمیکنم که بذارم یه لحظه فراموش کنند من رویا پرداز نیستم و از اونا بهتر کارم رو بلدم!!!!!

حالا درسته تئوری سفر در زمان رو ثابت نکردم ولی برای هرکسی موارد موجود در کارش خیلی مهمه!

 



موضوع مطلب : من و شرکت

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed