کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱٥ اسفند ۱۳٩٢ :: ۱:٤٤ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

امروز طبق معمول هر صبح وقتی چشمام رو باز کردم گوشیم رو چک کردم اول ایمیل هایی که برام رسیده بعد به پو خنگولم رسیدم بعد هم یه سر اینستاگرام. رسیدم به پستی که رادیو جوان گذاشته بود یه عکس از بانوی خاطره گوگوش و ابی عزیز. عادت ندارم پستای زیر عکس ها را بخونم ولی خیلی اتفاقی چشمم خورد به یکی از کامنت ها و از روی فضولی همه 200-300 تا کامنت را خوندم.

جدای شوک شدن از اینکه چرا ادبیات بعضی از جوان های سرزمینم باید این باشه! چرا به خودشون اجازه میدن اینقدر زشت مکالمه را پیش ببرن؟ آیا به صرف اینکه توی دنیای مجاری هستیم و کسی چهره ما را نمیبینه باید اینطور صحبت کنیم اصلا به نظر من حس نوشتن خودش یک فیلتره. یعنی من فکر میکنم تا بیام همون رو تایپ کنم فرصت فکر کردن راجع به اینکه چی دارم مینویسم رو دارم به علاوه قبل از زدن دکمه ارسال هم وقت دارم دوباره فکر کنم.

نکته جالب تر این قضیه این بود که باز هم به این نکته برخوردم که چرا اینقدر بسته و محدود فکر میکنیم. چرا فکر میکنیم اگر از نظر ما چیزی بده باید برای همه بد باشه. معیار خوبی و بدی بر اساس نوع زندگی من تعیین نمیشه. هرکسی به شیوه خودش زندگی میکنه و من حقی ندارم بگم اشتباه یا درسته؟

بحث مورد نظر درباره کلیپ آخر خانم گوگوش بود. کلیپی که  خیلی خفیف موضوع همجنس////گرایی رو مطرح میکنه. و مردم ما خیلی راحت فحش میدن و دری وری میگن و رکیک ترین حرف های ممکن رو میزنند.

بحث سر اینکه من موافق این موضوع هستم یا نیستم نیست (گرچه خیلی راحت اعلام میکنم که هستم) بحث سر اینه که کسی که درگیر این موضوع هست خودش انتخاب نکرده. این در وجودش هست. دقت کنید درباره کسایی دارم صحبت میکنم که فقط تمایل به جنس خودشون دارند از نظر پزشکی هم تایید شده هست با دیگر مریض های جن//سی کاری ندارم.

اگه اعتقاد داریم که همه ما را خدا خلق کرده و هرکدام ما را متفاوت خلق کرده چرا باید بیایم و فحش بدیم و دری وری بگیم به کسانی که این مدل آفریده شدن. باید بدترین کلمات را برای هنرمندی به کار ببریم که به این موضوع پرداخته.

چرا اگر هنرمندی خارجی اینگونه هست برای ما مهم نیست و فقط به به چه چه راه میندازیم درباره آثارشون و قربون صدقشون هم میریم. در واقع هنر اون آدم برای ما مهمه نه علایق شخصیش. ولی به هموطنی که دچار این موضوع هست بی احترامی میکنیم.چرا چون ما فقط خوبیم توی جامعه ما از این نوع آدم ها نباید وجود داشته باشه؟

وبلاگ خانم دکتری رو میخوندم که خدا رو شکر میکرد به بیماری که برای مراجعه اومده بود و بعدا خانم دکتر فهمیده بودن ایشون مرد بودن ولی الان تغییر جنسیت دادن دست نداده.

این قشر تحصیل کرده ما.

متاسفم که اداعای خداپرستی و دینداری و هزارتا چیز دیگه دارند و به اسم همه اینها انسانی را که خدا آفریده و این حس را در نهادش گذاشته به توهین و ناسزا میبندن.

من هیچ وقت ادعای دینداریم نشده ولی سعیم این بوده که به خاطر یه حس یه عقیده یه فکر کسی را قضاوت نکنم. من خدا نیستم من صلاحیت اینو ندارم درباره دیگران نظر بدم نه تنها من بلکه هیچ کس این صلاحیت رو نداره. پس سعی کنیم با دید بازتری به مسائل نگاه کنیم فکر نکینیم چون فلان آدم اینجوری فکر میکنه اینجوری عقیده داره فلان سبک زندگی را میپسنده آدم بدیه. نه فقط سبکش با من با تو فرق داره کمی درک کنیم. همه ما یکسانیم.

 



موضوع مطلب : من و نظراتم

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed