کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱۸ خرداد ۱۳٩۳ :: ٢:٤٧ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

بارها در همین وبلاگ هم گفتم که سعی کردم تو زندگی هیچ آدمی دخالت نکنم و مهمتر اینکه آدم ها را قضاوت نکنم. الزاما شیوه زندگی من و نوع تفکر من بهترین نیست. و همه ملزم به این نیستند که مثل من زندگی کنند.

اما گاهی اوقات بعضی از رفتارها هستند که دیگه از حوزه شخصی بودند بیرون میان و تبدیل میشن به یک مساله اجتماعی.

در برخورد با بعضی از این مسایل خیلی سعی میکنم بازهم قضاوت نکنم و پیش خودم بگم: اوکی شاید اگه من هم توی این شرایط بودم بدتر از این انجام میدادم من که فرشته نیستم.

ولی خب گاهی ذهنم به شدت درگیر میشه...

یکی از این مسائل که این روزها زیاد دیدم و شنیدم مساله خیانت در ازدواج هست و جالبی این داستان خیانت خانم قصه هست. یعنی اونقدر خانم هایی که خیلی راحت پیشم اعتراف کردن که دارند خیانت میکنند زیاد شده که فکر میکنم مد جدید باشه.

خانمی که سن زیادی داره دختر بزرگ داره و خداییش خیلی هم جذابه و پولداره بعد توی صحبتاش به این موضوع اشاره میکنه و میناله که چرا مردم اینقدر فضول شدن که راحت نمیتونه با دوست پسرش مراوده داشته باشند.

یا طرف دو ساله ازدواج کرده و دوست پسر داره و جند روز چند روز پیش ایشون میمونه وقتی ازش پرسیده میشه که چرا دیوونه اگه شوهرت بفهمه خودتو به فـــــ///اک میدی. میگه برو بابا فکر کردی توی این دو سال اولیشه؟؟؟؟

و یا خانمی که با وجود بچه کوچیک خیلی راحت میگه منتظرم از همسرم مورد ببینم منم  خیلی راحت میرم پسر بازی.

یعنی همه اینها را با گوش خودم شنیدم و همه از آدم هایی هستند که میشناسم. و البته مدل دیگه خیانت خانم هایی هستند که با مردان زن دار دوست هستند و آقا اورت براشون خرج میکنه و مسافرت و آیفون 5 و ....

نمیدونم چی بگم وقتی اینا رو میشنوم اولین حرکتم اینه که چهرم عادی باشه که احساسم رو بروز ندم برای همین بیشتر قیافم شبیه آدمی میشه که داره آلوچه گاز میزنه. بعد سعی میکنم پیش خودم توجیح کنم که خب حتما مرد داستان یه جایی کم گذاشته یا یه لغزشی داشته که خانم این مدلی تلافی میکنه.

اما مشکلم اینجاست که چرا هم خدا رو میخوای هم خرما رو... اگه نمیتونی تحمل کنی از این زندگی بکن و برو پی عشق و حالت. با توجه به همه فیلم ها و کتابها و شنیده هام در هیچ جای دنیا این مورد قابل قبول نیست اصلا هم نشانه روشن فکری و با کلاسی نیست.

بعد فکر میکنم شرایط جامعه ما متاسفانه طوری نیست که یه زن راحت رها کنه و بره حرف مردم، حرف خانواده، نگاه هایی که عوض میشه همه اینها باعث میشه زن حاضر باشه خیانت کنه اما جدا نشه. و این خیلی بده.

نمیخوام این آدم ها را قضاوت کنم یا بگم وای وای کارتون خیلی بده شما میرید جهنم. چون وقتی کسی رو قضاوت کنی خودت در شرایط بدتر از اینها مورد امتحان قرار میگیری.

فقط میخوام بگم کاش شرایط جامعه طوری بود که زنها با خیال راحت میتونستند تنها باشند، کاش مردها یادشون میموند که زنهاشون فقط نیاز مالی ندارند که برای زن چیزهای مهم دیگه ایی هم وجود داره و زنها راحت بوی خیانت رو میفهمند و برای جبران و برای اینکه ثابت کنند مثل مادر و مادربزرگ ها عقب مونده نیستند دست به تلافی میزنند.

کاش خود خانم ها دوباره فکر کنند و یادشون باشه توی جامعه ما این موضوع عواقب بدتری داره تا طلاق...



موضوع مطلب : من و نظراتم

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed