کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٢٩ خرداد ۱۳٩۳ :: ۳:٠٢ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

دیشب بدترین مهمانی عمرم دعوت بودم. ما و یک خانواده دیگه خانه شخص سومی دعوت بودیم تا حالا خانواده های اینا رو ندیده بودم. یعنی آقایون را به خاطر کار و اینکه دوست دوران بچگی همسر بودن میشناختم. شما فرض کن آقای قاف صاحب خونه بود و آقای ب  مهمان!

آقای ب یه بچه 5 ساله داشت  ماشالا رستم دستانی بود یعنی من فکر کردم بچه 9 یا 10 ساله هست. بی ادب ترین و مشکل دارترین بچه دنیا شبیه منجنیق بود همه چی رو پرتاب میکرد! راه میرفت مشت و لگد نثار آدم میکرد ببخشید ولی دقیقا جفتک مینداخت حالا شما فکر کن بچه به اون سنگین وزنی هی راه بره بهت لگد بزنه. بعد فحش میداد. میدوید خودشو پرت میکرد رو مبل بعد اون وسط یه پایی یه دستی میخورد به آدم هر دستش اندازه یه پای من بود!!

خود آقای ب ساکترین آدمیه که تو زندگیم دیدم صبح میره سر کار ساعت 10 شب میرسه خونه جمعه ها هم همسر میکشونتش سر کار یعنی عملا خونه نیست. مادر بچه از این فیس افاده ایی ها هزار کیلو طلا انداخته بود. دماغ عملی احساس خود مانکنی که من خیلی خوبم!!!! بعد تربیت بچه زیر صفر! از نظر من بچه مشکل داشت یعنی نیاز شدید به مشاور! خب مادرجان که اینقدر به خودت میرسی این همه ادعا داری!بچه تو آینه رفتار تو هست این چی بود! چجوری اینو تربیت کردی!

حالا آقای قاف یک بچه یک ساله داشت همسر آقای قاف با اینکه میزبان بود صداش در نمیومد بعد بچش آرومترین و نازترین بچه دنیا یعنی بچه یک ساله یک بار نق نزد یک بار جیغ نمیزد برا خودش چهاردست و پا میرفت میومد بازی میکرد میخندید میرقصید.

حالا بچه ها بیخیال خود آقای قاف انگار دوتا بلندگو قورت داده بود. داشت اشکم از دست اینا درمیومد! موقع خواب به همسر گفتم صدای آقای قاف هنوز تو سرمه انگار بری عروسی بغل بلندگو بشینی در این حد.

آقای قاف با اینکه بامزه س و بذله گو ولی رفتار جالبی با زنش نداره! هی همسر من براش چشم و ابرو میومد آدم باش! تازه میگفت قبلا هم بهش گفتم جلو زن من به زنت بی احترامی نکنیا و گرنه زنم پاشو دیگه خونت نمیذاره!از خود راضی

تازه با وجود همه این هشدارها بازم از نظر من رفتارش با زنش جالب نبود! کلا بلد نبود با خانم ها رفتار کنه یکی از این رفتارها را همسر جان با من میکرد طلاقش میدادماز خود راضی برای من آب بیار حالا برو چایی بیار پاشو پاشو این آشغال رو از دست من بگیر تا بچه نذاشته دهنش! به من میوه بده! برو سفره بنداز!

موقع شام به من گفت : یالا یالا پاشو کمک کن!!!!!!!!!!! منم گفتم شرمنده من تو مهمانی کار نمیکنم همسر عوض من بلند میشهنیشخند همسرجان هم آروم به من گفت پانمیشیا بگیر بشین سرجات خودم کمک مریم خانم میکنم!

دوبار هم یکی موقع شام یکی قبل شام من پیش همسر نشسته بودم به من میگه پاشو پاشو اونر بشین زنونه مردونش کنیم!!

منم گفتم بشین بابا! زنونه مردونه کنیم من از پیش شوهرم جم نمیخورمزبان یعنی با بد کسی درافتاده بود.

یه بار هم من برای اون خانم فیس افاده ایی کامل داشتم کار اینا رو توضیح میدادم که مثلا روند کاریشون چجوری چیکار میکنن بعد از سه چهار ماه درآمدشون چقدر میشه!!! آقای قاف میگه نیگا نیگا کار دنیا به کجا رسیده ما سه تا ساکت نشستیم زنامون درباره کار ما حرف میزنن عجب دنیایی شده من میام خونه صدسال به مریم نمیگم کارم چیه چیکار میکنم.

حالا اون وسط همسر هی از من تعریف میکرد که من براش بهترین دوست دنیام که اگه من نبودم این اتفاقات مالی اخیر نمیافتاد و....

آقای قاف هم میگفت تو زن نگرفتی که شوهر کردیعصبانی

بعد خانم آقای قاف کلا محو بود. حتی نیمود به من بگه مثلا میخوای لباس عوض کنی برو تو اتاق! من تا 1 نصفه شب با مانتو نشسته بودم منی که حجاب ندارم روسری سرم بود. داشتم خفه میشدم خیلی بد بود!

بعد هی غر میزدن اون شب که فوتبال بود چرا ما رو دعوت نکردین!!! بقیه دوستامون بودن ولی اینا رو نگفته بودیم یعنی واقعا خوشحالم که همسر نذاشت اینا رو بگیم!! همه ما ولو بودیم رو زمین فوتبال نگاه میکردیم راحت آزاد، تو سر و کله هم میزدیم سیگار میکشیدیم اصلا تو جمع های ما دختر و پسر معنی نداره همه باهم دوستیم. اون وقت اینا منو دیوونه کردن!

طفلی همسر هی عذر خواهی میکرد میگفت من تا حالا با اینا رفت و آمد نداشتم نمیدونستم اینجورین! خب چکاریه مهمون دعوت میکنین میرینین تو اعصابش! یعنی من به همسر گفتم فکر اینکه آقای ب رو دعوت کنیم از سرت بیرون کن! همسر میگه فک کن همچی چیزی تو سرم باشه! اون بچه هر جا بره ویرانی ببار میاره...

هیچی دیگه اینم از مهمونی قشنگ ما اینو گفتم اگه یه زمانی گوشام دراز شد خواستم آقای ب رو دعوت کنم شما با اون کیبوردت بزنی تو دهن من والا !



موضوع مطلب : من و همسر / من و دوستام / من وغرنوشت

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed