کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱ تیر ۱۳٩۳ :: ۳:۱٦ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

خیلی طولانی شده لطفا بیاید ادامه مطلب


اول اینو بگم که خیلی چیزها رو از خیلی سال پیش نمیخوردم و خیلی چیزها رو هم اخیرا حذف کردم.

1- نوشابه: اینو چند وقتی میشه دیگه نمیخورم. خوردن نوشابه مثل اینه که 10 تا قاشق شکر بریزی تو لیوان و سر بکشی!! یه ماه نوشابه نخورید بعد وقتی یه کم هم بخوری میفهمی چه طعم مزخرفی داره. زبون آدم گز گز میکنه و دهانت بدمزه میشه. الان چون عادت کرده بدن خیلی متوجه طعم بدش نمیشه. بجاش آب بخورید، دوغ ( من خودم دوغ درست میکنم بیشتر دوست دارم تا دوغ های آماده) شربت

2- شکر: اصلا اهلش نیستم. خیلی ساله نمیخورم. حتی فکرش حالمو بد میکنه که شکر بریزم تو چاییم یا شیر و... البته توی دسریجات که مجبورم البته خیلی کم از اینجور چیزها درست میکنم ولی خسیسم تو شکر ریختن. چیزهای شیرین هم نمیخورم حتی شربت درست میکنم برای خودم شکر نمیریزم. مثلا شربت آبلیمو را نعنا تازه میندازم توش. یا پوست پرتقال یا حتی گاهی وقت ها یه کوچولو دارچین.

3- انواع سس: اینم جزو چیزهایی که خیلی ساله سعی میکنم نخورمش. دروغ نگم: توی تنها چیزهایی که سس میریزم. سالاد الویه و سالاد ماکارانی اونم هر صد سال یه بار درست میکنم. برای سالادم خودم سس درست میکنم. گاهی با آبلیمو، گاهی با آبغوره و گاهی هم با سرکه بالزامیک. کلا هر چی دم دستم باشه میتونه تبدیل به سس بشه از پوست پرتقال و لیمو بگیر تا به و سبزی و ماست و.....خجالت

4-در راستای همون مورد دوم مربا که اصلا دوست ندارم. خیلی ساله نمیخورم و کیک و شیرینی هم دروغ نگم گاهی وقت ها میخورم اونم کم همیشه برام کیک میارن نصف از اون چیزی رو که برام اوردن میریزم تو بشقاب همسرم یا مامانمنیشخند بستی رو هم همینطور البته باز به نسبتن بیشتر از موارد دیگه میخورم. ولی اونجوری نیست که بستنی دوست داشته باشم یا دست و دلم بلرزه خوشبختانه مامان و همسر جان اینجورین و همیشه جور منو میکشن.

5- فست فود: قبلا تا دلتون بخواد فست فود میخوردم الان خیلی کم شده اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی بود. هر وقت هم غذا ندارم به جای غذای بیرون نان و پنیر و هندونه یا آبدوغ خیار و نیمرو و.... یه چیز خونگی میخوریم البته کباب و جوجه رو تا مرز بیهوشی دوست دارم و میخورم ولی اونم خیلی کم کردم.

نان و پنیر: نان رو هم به نسبت کم کردم پنیرم میخورم نفخ میکنم بازم خیلی کمش کردم.

روغن و کره: کره که اصلا و ابدا دوست ندارم میخورم سرگیجه میگیرم روغن هم خیلی خسیسم تو مصرفش البته به غیر از وقت هایی که مهمون داریم همچی از غذام روغن میچکه مهمونام هم هی به به و چه چه میکنن. ولی برای خودم خیلی کم! سرخ کردنی هام رو هم تو یه سینی دستمال تمییز یا دستمال هایی که برای آشپزخونه هست پهن میکنم و میریزم اون تو که روغنش گرفته بشه. ولی خودتونم میدونید یه سری غذاها واقعا بدون روغن نمیشه کاریش هم نمیتونم بکنم.

حالا فعلا اینا رو یادم میاد. اما چیزهایی که به جاش میخورم:

سالاد تا دلتون بخواد. هر چی هم داشته باشم میریزم توش از قارچ بگیر تا نخود فرنگی. سس مورد علاقه ما هم اینه که کاهو و کلم و بقیه چیزهای سالاد رو خیلی ریز میکنم. یکی دوساعت قبل از خوردن توش آبلیمو فراوون میریزم با نمک و ادویه مثل فلفل سیاه و پابریکا و آویشن و زیره و نعنا درش رو میبندم میزارم بمونه به قول همسر جان جا بیافته. گاهی وقت ها هم با کمی ماست و بالزامیک یا ماست و آبلیمو و ادویه سس درست میکنم.

صبح ها تا بعد ازظهر سعی میکنم چای سیاه نخورم اول صبح ناشتا هم چای سبز میخورم. توش میوه خشک هم میریزم. برای اینکه راحت باشید به اندازه خودتون دم کنید میتونید از این لیوانای مخصوص چای سبز بگیرید یاتوی شیشه خالی مربا و اینا برای خودتون درست کنید هم خوشگله هم اندازش خوبه برای یه نفر.

قند رو هم کم بخورید من بجاش عسل میخورم.

زیره و فلفل: این دوتا متابولیسم بدن رو سریع میکنند باعث میشند بدنتون سوخت و ساز سریعی تری داشته باشه. باز فلفل کم تر اما جدیدا زیره تو همه چی میریزم حتی میخوام پنیر بخورم روی پنیر هم میریزم . گاهی شیر و عسل درست میکنم کمی هم زیرهخجالت

مهمترین چیز آب خوردن گاهی ما بیشتر تشنمونه تا گشنه ولی برعکس عمل میکنیم. زیاد آب بخورید حتی اگه تشنتون نیست. اگر هم طعمش رو دوست ندارید کمی آبلیمو بریزید توش یا خورده میوه. طعم آب رو عوض میکنه ولی شکر نریزدها!!!!

میوه هم که همتون میدونید باید بخورید من خیلی حال میوه خوردن ندارم برای همینم روش من اینه از هر چی تو یخچاله یکی بر میدارم میندازم تو میکسر با یخ بدون شکرمژه گاهی با کمی دارچین و زیره و نعنا میشه یخ در بهشت یعنی عالی میشه. فرض کن من هندونه و خیار و کیوی و سیب رو باهاش این کار رو کردم یعنی معجونی میشه.

جو: روزهایی که خونه باشم جو میزارم بپزه با نخود و هویج و گاهی آب مرغ و هر چی تو یخچال پیدا کنم میپزم میخورم گاهی رب میزنم گاهی شیر و...

میدونید لذت میبرم از اینکه مواد مختلف رو قاطی کنم بعد بخورم گاهی بد میشه و گاهی عالی! اصلا هم به خودم گرسنگی نمیدم میخورم ولی به اندازه

برنج هم میخورم کار من برعکسه چون شب ها تنها وعده ایی هست که با همسرجانیم اونم خودشو لوس میکنه بدون من شام نمیخوره منم میخورم اما برنجم رو کمتر اگه خورشت باشه کمی برنج و یه عالمه خورشت.

کارهایی که میکنم:

باشگاه رفتن من بگیر نگیر داره. وقت هایی که نمیرم الکی میزنم یه کانالی برای خودم میرقصم شادی میکنم. همیشه حالش رو ندارما گاهی! حرکات مسخره یعنی ازم فیلم بگیرن میگن دختره دیوونس! والا فقط برام مهمه عرق کنم!

یوگا میکنم: چندتا فیلم یوگا دارم میزارم یه عود روشن میکنم میرم برای خودم!زبان گاهی وقت ها میبینی تمرین 45 دقیقه ای رو میزارم و شروع میکنم در ضمن تلفن رو هم میکشم. اینجا هم بچه ها دارن از پایه تمرینات رو آموزش میدن خیلی خوبه

مثلا این تمرین برای رفع نفخ خیلی خوبه برای کسایی مثل من که خیلی نفخ میکنن

فقط بچه های سایت دارن آهسته پیش میرن. چون کسی که اینا رو مینویسه مربی حرفه ایی هست و در طول روز کلاس داره و گاهی وقت ها هم مطالب رو زیر نظر خودش من ترجمه میکنم و بعد از تایید میذارم. حالا روند رو دارم سریعتر میکنیم.

پیاده روی: اگر حال داشته باشیم شب ها میریم پیاده روی تند تند راه میریم. البته همسر جدیدا دیر میاد وقت نمیکنیم.

آرامش: سعی میکنم خودم را آرام نگه دارم. باز تمرین های نفس کشیدن یوگا را انجام میدم. گاهی عود روشن میکنم و یه چای سبز میخورم. کتاب میخونم. میرقصم. سعی میکنم دنیا رو به یه ورم بگیرم.خنده آدم مذهبی نیستم اما توی همه مذاهب دنیا حتی توی معبدهایی مثل آشرام که یوگا میکنند دعا بخشی از روز هست. منم به زبون خودم ذکر میگم و کلمات مثبت میگم. از کل قران دوتا سوره رو دوست دارم بهم آرامش میده اون دوتا رو میخونم. ذکری هم که میگم کاملا فارسیه. ولی چه خوشتون بیاد چه نیاد دعا راهی برای بدست آوردن آرامش هست فقط هرکسی به شیوه خودش. من با لاک و چسان فسان های خودم و حرفای که شاید از نظر بقیه دعا نباشه اما برای من ذکر و دعا هست. تازه یه تسبیح فیروزه ایی خوشگل هم دارم که خودش برام آرام بخشه.

تسبیح دارم چون مربوط به یه دین و مذهب خاص نیست توی همه مذاهب برای دعا و مدیتیشن تسبیح دارن. خلاصه که به شیوه خودتون ذکر بگید و دعا کنید.

تلویریونو خاموش کنید. گاهی لب تاپ رو خاموش کنید گوشیتون رو هم جواب ندید. حالا اگه با این موارد آخری کنار نمیشه اومد کمشون کنید. ولی تلویزیون رو خاموش کنید خونه ما تا حدود 7 یا 8 شب خاموشه اگرم روشن باشه صدا نداره!

هر روز یه چیز جدید یاد بگیرید. من سعی میکنم یه کتاب جدید یه  غذای جدید، یه حرکت یوگای جدید خلاصه یه کار جدید یاد بگیرم. نه حالا خیلی عظیم و بزرگ و عجیب،  خیلی ملو و آروم و کوچیک.

گاهی وقت ها هم کلا روز تنبلی هست و همه چی تعطیل و ولو بازی.

گاهی وقت ها هم روز فعالیت و تمییزی و کوزت بازی

یه نکته دیگه همه چیزهایی که باعث ناراحتیتون میشه یا اذیتتون میکنه یا حتی آدم هایی که ناراحتتون میکنند را تا حد امکان کمرنگ کنید شما از همه دنیا مهمترید. من دارم سعی میکنم. که البته به دلیل فرهنگی که ما ایرونیا داریم سخته مثلا زنداییت که ناراحت کرده یا خواهرشوهرت رو حذف کنی اما کمرنگ که میشه کرد!

البته من چندتا عادت خیلی بد و ناسالم هم دارم. نمینویسمشون ولی سعی میکنم بذارم کنار اگه بشهابله

قلب شما هم تو وبلاگاتون درباره سبک زندگیاتون بنویسید. شاید چند سال دیگه همینا بهتون کمک کنه یا اصلا همین حالا به کسی کمک کنه!!!



موضوع مطلب : من و زندگی / من و سلامتی / من و سفر زندگی

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed