کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۳ تیر ۱۳٩۳ :: ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

با عرض سلام و شاد باش خدمت خدای مهربونم. خداجون من بعد از مدت ها اقرار کردم حالم خوبه همه چی عالیه ما چقد خوبیم و از این حرفها. خدا جون ما باهم دوستیما حداقل میذاشتی دو ساعت از نوشتنم بگذره بعد میذاشتی تو کاسم.

خدا جون خودت میدونی ما کل کار و زندگی رو تعطیل کردیم شرکت رو ذاریم جمع میکنیم و چسبیدیم به پروژه مذکور و خودت خوب میدونی تازه قرار بود این ماه بعد از مدت ها صورت با سیلی سرخ کردن پول خوب بگیریم بعد هنوز دو ساعت از نوشته من نگذشته تازه چند روز از حس آخیش راحت شدیم و این ماه اوضاع خوب میشه نگذشته که یهو میشنویم پروژه معلق شده؟؟؟؟؟ نه واقعا خدا جوون این رسمشه!!! این همه این ماه کار کردیم حالا من کمتر همسر یه عالمه! به امید اینکه این ماه دیگه درست میشه. بعد هرکی یه حرفی میزنه یکی میگه شیش ماه یکی میگه سه ماه اون یکی میگه چند هفته؟؟؟ خب ما گناه داریم. تازه میخواستیم نفس راحت بکشیم تازه همه استرس ها تموم شده بود!

بعدش خودت میدونی ما آدم های جو گیری هستیم در هفته گذشته هرچی داشتیم و نداشتیم خرج کردیم کلی تریپ وضع خوب برداشتیم تازه پنج شنبه مهمون دعوت کردیم و میخواستیم بریم برای مهمونی خرید کنیم . تازه با بقیشم میخواستیم بریم لباس بخریم اونوقت یهو اینجوری میاد تو کاسمون؟ حالا من حرفای همسر رو قبول دارم درباره در حکمت و رحمت و این چیزا حرف میزنه اما خودتم قبول کن خیلی شوک بزرگیه! حالا درسته بنده به همسر گفتم خیالت تخت تا یکشنبه پروژه از تعلیق میاد بیرون من دلم روشنه ولی تو هم یه لطفی بکن آبروی حرف ما رو حفظ کن دیگه.من لفظش رو اومدم تو کاراش رو جور کن ! الان اینجور بلاتکلیف بمونیم خوبه؟ حالا فقط یه ما نیستیم که خودت میدونی چقدر آدم هستن که همه نگرششون روی این جریان بود!

بیا با ما راه بیا! با ما مهربون باش حداقل تا یکشنبه از تعلیق بیایم بیرون. و گرنه این ماه پول نداریم هیچی هم نداریم. اگه قبلا حداقل یه ذره داشتیم تو هفته گذشته به دلیل امید به این ماه همه رو خرج کردیم. دیگه خودت یه فکری به حال ما بکن. حالا ما بچه نداریم ولی چند نفر رو برات نام ببرم تو این پروژه که بچه دارن تازه بعضیاشون دو تا دارن. چجوری خرج زندگیشون رو بدن!!!

خدایا تازه آرامش داشتیما! خدایا تو میدونی من اعصاب ندارم تو همین دو روز هم زندگی رو به همسر تیره و تار کردم! بیا به اون طفلک رحم کن گناه داره با این همه مشغله فکری از دست من هم اعصابش خورد بشه. تازه الان همین الان با اینکه به تو امید دارم ولی اوضام جوریه که میتونم لب تاب رو پرت کنم تو دیوار جفت پا بپرم روش حرصم رو خالی کنم.چیکار کنم اخلاق ندارم فکر بی پولی تنم رو میلرزونه تازه لباس هم ندارم یعنی دارم دستت درد  نکنه اما لباس جدید میخوام تازه این همه پول کرم و لوسیون و کوفت و زهرمار دادم اگه اوضاع اینطوری بمونه مجبور میشم برم سر چهاراه بساط کنم همه رو بفروشم پولش رو نگه داریم! تازه خدایا من میخواستم برم ناخن بکارم. تو که دست به این قشنگی بهم دادی خوشت نمیاد که ناخن هام نا مرتب باشه. زحمت اینم بکش. تازه من دلم میخواست اخر امسال وضعمون طوری باشه خونه رو عوض کنیم و بریم سمت نی نی دار شدن. واقعا تو که نمیخوای من هزار سال با دخترم تاکید میکنم دخترم فاصله سنی داشته باشم.

تازه کلی دیگه هم هست. ماه دیگه تولد همسره تولد مامانه تولد داداش کوچیکه روی تو حساب کردم برای تک تکشون!

راستی یادم رفت میخواستیم بریم برای همسر کفش و شلوار بگیریم پیرهن نمیخواد زیاد داره زحمتت میشه ولی کفش واجبه چون با این وضع باید بره کارگری کفش خوب بفرست!

بی زحمت ما باید پول شارژ ساختمون و قسط وام خونه رو هم بدیم اینا رو هم زحمتش رو بکش!

دوربین و سفر و اینا رو هم دیگه خودت در جریان هستی!

نذری محرم! دیگه ببین این یکی خیلی مهمه!

البته چه کاریه خدا شما پروژه رو از تعلیق در بیاری خودمون کم کم و نمور نمور تمام کارهای بالا رو میکنیم. قبول خدا؟؟

خدایی من و تمام دوستایی که این جا رو میخونند داریم انرژی میفرستیم تو هم که همه کلیدا دستته تازه دربابر خواست تو هیچه پس زحمتش رو برامون بکش. مرسی دوستت دارم!!!!



موضوع مطلب : من و زندگی / من و مشنگیات

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed