کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٦ تیر ۱۳٩۳ :: ٢:۳۳ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

نکته جالبش اینجاست یه هفته میشه که میخوام برم لیوان بخرم. همه دم دستیام فرت فرت شکست آخریشم هم وقتی همسر داشت ظرف میشست شکست و انگشتش رو داغون کرد! بعد دو روز پیش گیر داد که بریم لیوان بخریم میترسم خونه نیستم این لیوانا دست تو رو هم ببره اونوخ من چیکار کنمسبز منم این روزا اعصاب ندارم حوصلم نیومد برم بخرم.

بعد مهمونای دیشبم بدون اینکه بدونن و از همه دیگه خبر داشته باشند برام سه دست لیوان کادو آوردن. حالا مناسبت کادوشون رو هم نمیدونم. فقط عادتشونه هر وقت میان خونم دست خالی نمیان. مادربزرگ و خالم رو میگیم. فکر نمیکردم همچی انرژی قوی داشته باشم!

پ.ن: میگما هنو بی حوصله ام

 



موضوع مطلب : من و فامیل

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed