کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٢٠ خرداد ۱۳٩٢ :: ۳:٠٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : queen B

اول راهنمایی که بودم توی یه مسابقه ایی برنده شده بودم فک کنم کتابخوانی بود یا یه همچی چیزی بعد مدرسه به عنوان هدیه این کتاب رو که عکسش رو در زیر میبینید به من داد

نثر کتاب تو حلقم! این کتاب مثلا میخواست به ما چی یاد بده! حالا اون هیچی معلم های مدرسه چرا کتابی رو که نخونده بودن میدن به یه بچه اول راهنمایی .

زن هر جایی،  شبی تار و کور و( تازه این جاهای ملایم داستان بود).... تازه کلی داستان دیگه هم بود که ...نیشخند

والا به خدا تا قبل این فقط ژول ورن، آسیموف ، هوگو، دیکنز و.... خونده بودم . ولی فکر کنم بعد از این جهت فکریم عوض شدزبان



موضوع مطلب : من و کتابخونم

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed