کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٥ مهر ۱۳٩۳ :: ٥:٠٧ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

 

همیشه خوندیم که کلمات ما دنیای ما رو میسازن.

خب من شدیدا به این اعتقاد دارم.

یه نمونه کوچیک از این حرف  برمیگرده به تکیه کلام آقای همسر :" دنیا خیلی گرده"

بعد واقعا دنیاش گرده مخصوصا در رابطه با آدم های زندگیش.

در دورترین مکان نسبت به محل زندگیش میریم توی فروشگاه خرید کنیم، فروشنده میاد جلو سلام و احوال پرسی که یادته ما تو یه تیاتری ده سال پیش باهم بودیم بعد قشنگتر اینه که همسر با اسم و فامیل طرفو یادش میاد!

یهو میاد میگه امروز دوست 8 سال پیشم رو دیدم

میریم سوار تاکسی بشیم با راننده تاکسی هم خدمتی در میان

داریم در غریب ترین نقطه شهر راه میریم یهو یکی با زن و بچه جلوم در میاد بعد معلوم میشه اینا با هم هزار سال پیش یه مدت کار میکردن.

تازه این آدم های گذشته زندگیش هستن.

فامیل و دوست آَشنا که دیگه خوراکشن.

هزار بار دایی و عمو خاله و زندایی من رو تو 5 دقیقه پیاده روی تا محل کارمون دیده. حالا من 4 ساله اون مسیر رو پیاده میرم عمرا یه بار آشنا ندیدم.

هر وقت باهاش پیاده تا این سوپرمارکت سر خیابون برم حتما مادرشوهر و خواهرشوهر و ... میبینم.نگران

بعد جایی که تدریس میکردیم من سابقه م 5 سال بود همسر یکسال. نسبت شاگردها رو داشته باشید.

هربار اون نزدیکی بیرون باشیم چندتا از شاگرداش رو میبینه بعد من یه بارم محض نمونه یکی از این شاگردها رو ندیدم که ندیدم.

به خدا آدم تو یه روستای کوچیک زندگی کنه این همه آشنا و دوست و غریبه رو نمبینه که ایشون تو کلان شهر تهران و حومه و کرج و شمال میبینه.

 



موضوع مطلب : من و همسر

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed