کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٧ مهر ۱۳٩۳ :: ٢:۳۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

یه مدته خیلی نقطه جوشم اومده پایین. سریع عصبانی میشم بعد میزان خشمم خیلی بالاست. ناراحتم میکنه. انگاری خودم برای خودم غریبه میشم! تبدیل میشم به یه آدم دیگه خودمو دیگه نمیشناسم. میدونم یه چیزی داره آزارم میده و خودشو به این شکل نشون میده.ولی اون چیز الان از کنترل من خارجه نمیتونم براش کاری بکنم ولی از طرفی نمیتونم اجازه بدم که باعث بروز این میزان خشم بشه. خشم برای مسائلی که شاید اهمیتی نداره.

اگه صبر من یه ظرف مثلا 10 لیتری(!!!! واحد اندازه گیری صبر منو داشتینعینک) باشه 9.5 لیترش رو اون مساله پر کرده و برای همه چیزهای دیگه تو این دنیا نیم لیتر جا گذاشته وقتی هم اون نیم لیتر پر میشه دیگه نمیفهمم.

یه چیزی نیاز دارم که آرومم کنه یه چیزی که ظرف صبرم رو بزرگ تر کنه.

دیروز جلوی آینه کلی موی سفید زیر موهای شقیقه راستم دیدم تو نت که سرچ کردم متوجه شدم دسته ایی سفید شدن مو مربوط به اعصاب و این چیرا میشه.

یکی دوهفته س صبح های زود میرم تو پارک میدوم فقط برای اینکه یه جوری خودم رو تخلیه کنم و خالی بشم اینقدر خودم و بقیه رو آزار ندم.

شما هم اگه راه حلی به فکرتون میرسه بهم بگید چون واقعا نیاز به کمک دارم.

 



موضوع مطلب : من و من / من و سلامتی

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed