کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱٠ مهر ۱۳٩۳ :: ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ :: نويسنده : queen B

دوتا خانم هستن ساعت 6 صبح همزمان با من میان پارک!!!

من خلاف عقربه های ساعت دور پارک میدوم و اونها در جهت عقربه های ساعت راه میرند و

و

و

حرف میزنند

حرف میزنند

حرف میزنند

حرف میزنند

یک ساعت تمام هر روز صبح ساعت 6 صبح تا حدود 7 دور پارک راه میرند با هم حرف میزنند.

من حتما و باید تو گوشم هدفون بذارم چون اون موقع صبح دلم نمیخواد صدای هیچی رو غیر موسیقی بشنوم حتی دلم نمیخواد با خودم حرف بزنم اونوقت در کسری از ثانیه که دارم از جلو اینا رد میشم این حرکت لب اینها میره روی مغزم.

خوووو آخه هر روز اون ساعت صبح چی میگید بهم؟

نه واقعا درباره چی حرف میزنید؟

هر روز؟

من به شخصه کسی تا دو ساعت بعد از بیدار شدنم باهام حرف بزنه با آرنج میزنم تو دماغش حالا اینکارم نکنم چنان زامبی وار نگاش میکنم که بره برنگرده والا.

خدا وکیلی چی میگید اون موقع صبح با هم اونم هر روز؟

 



موضوع مطلب : من و سلامتی / من و پارک

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed