کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۱٠ آبان ۱۳٩۳ :: ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

اینکه میشینم پیش یه دوست یا یه آشنا درددل میکنم یا آه و ناله میکنم بعد طرف میاد راه حل بهمون ارائه میده همون لحظه دلم میخواد از تو جورابم یه دولول دربیارم مستقیم به مغزش شلیک کنم همچی خونش بپاشه رو در و دیفال.

همچی یه بادی هم به گلو میندازن و راه حل ارائه میدن خب که چی؟ فکر میکنن life coach زندگی آدمن یا همون مربی راه زندگانی

یه ذره فکر نمیکنن صددرصد من بهتر از اونا راه حل کار خودمو میدونم

حالا برعکس هرکسی میاد پیش من برای ناراحتی همیشه به جای راه حل دلداری میدم

وقتی آدما پیشتون آه و ناله میکنن نیاز به دلداری دارن به ناز نوازش به لوس شدن به شنیدن آره حق با توئه! هر وقت مستقیم پرسیدن به نظرت چیکار باید بکنم؟ شروع کنید راه حل یاد دادن

والا به قرعان

در اینجور مواقع من جدا از اینکه دردم هنوز مونده یه درد تازه به اسم درک نشدن هم بهش اضافه میشه

در حین صحبت و نصیحت های طرف مقابل من فقط حرکت لبهاش رو میبینم سر تکون میدم و تو ذهنم فکر میکنم الان انگشت کنم تو چشم راستش یا چپش یا همون دولول معروفم رو دربیارم اونو بکشم خودمو بکشم هر چند لحظه یه بارم یه صدای اوهوم درمیارم طرف فک کنه دارم گوش میدم.

فکر نکینید فقط آقایون اینجورین ها نه به شخصه کلی خانم نصیحت کن میشناسم. لا مصبا همه دانش بشری را در قالب نصیحت بهت ارائه میدن.

الان من ناراحتم و بیشتر ناراحت شدم که دردل کردم و بیشتر اعصابم ریخت بهم دارم فکر میکنم



موضوع مطلب : من و زندگی / من و فامیل / من و دوستام

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed