کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٥ آذر ۱۳٩۳ :: ۱:٢٥ ‎ق.ظ :: نويسنده : queen B

یه فولدر داشتم یعنی دارم به اسم myselection از حدود بیست سالگی موزیک های مورد علاقم رو اونجا جمع میکردم.

دنیای عجایبیه برای خودش از هر خواننده و تیپ و نوعی توش پیدا میشه، مرحوم مرضیه و هایده و ویگن بگیر تا شهرام شبپره و داریوش و نامجو ومرتضوی و کریستی برگ و مایکل جکسون.

این فولدر تو این ده سال همراه من رشد کرده و جا به جا شده. از این شهر به اون شهر، از این خونه به اون خونه از پی سی به لبتاپ از لبتاپ به پی سی، از هارد اینترنال یه اکسترنال از ام پی تری پلیر به فلش از فلش رو گوشی و تبلت و...

توی این ده سال تغییرات زیادی تو زندگیم بوده. جاهای مختلفی زندگی کردم ادم هایی تو زندگیم اومدن و رفتن. اتفاقات زیادی افتاده. همه چیز تموم شده و از همه اون ده سال یه فولدر مونده.

کلا آدم خاطره بازی نیستم وقتی یه دوره از زندگیم تموم میشه دائم خاطراتش رو مرور نمیکنم مقایسه نمیکنم.

ولی این فولدر برام یه حس خاص داره. اینکه هر تراک یه صحنه میاره تو ذهنم. موزیک و عطر همیشه برام یادآور یه صحنه هست. با تمام جزییات. عطر کمتر و موزیک بیشتر!

توی این چند سال اخیر سیر سریع تحولات باعث شده بود با دقت فولدرم رو گوش ندم. خیلی توجه نداشتم. در واقع این چند سال جهش عجیبی داشت همه چیز تغییر کرد و اونقدر سریع دنیام عوض شد که خودم جا موندم. تازه دارم سعی میکنم به تعادل برسم. تازه دارم با خودم کنار میام . خود جدید با خود قدیمی کنار میان و هماهنگ میشن.

مثل همه همزمان سازی ها زمان میبره ولی داره اتفاق میافته و این خوبه!

امروز یه فولدر جدید درست کردم میخوام در دهه جدید کار مشابهی انجام بدم به هرحال سلیقم تا حدی تغییر کرده و نیاز به یک فصل جدید داره.

 

خاطره نوشت:

شاید مسخره باشه و بهم بخندین ولی داستان توی اولین سالهای دهه بیست به این شکل افتاد که میخواستم برای دوست پسر اون موقعم یه سی دی بزنم و آهنگ های مورد علاقم رو بهش هدیه بدمقهقهه( خیلی هم برای زمان خودش کول و باحال بود خودمم شیک و به روز بودم در این حد که ابروهام رو با حفظ پیوندی وسط ور داشته بودم شازده قجر الموک خانمی بودم) بعله میفرمودیم که : تمام سی دی ها را از اول میزاشتم گوش میدادم تا تراک آخر هرکدوم خوب بود کپی میکردم و یادآوری میکنم مثل الان نبود هزارترابایت آهنگ و فیلم بریزی روهارد و تازه دوهزارتا دیگه جا داشته باشی همه چی روی سی دی بود. دونه به دونه سی دی میزاشتم و گوش میدادم. در اواسط کار بودم که زرتی بهم زدیم و سلکشن نازنین موند و هر روز آپدیت شد و تا خود امروز از طوفان ها و حملات سایبری زبان و فرمت سیستم جان به در برده. باشد که رستگار شوم با این داستانهای زندگیم.



موضوع مطلب : من و خاطرات / من و موسیقی

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed