کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
۸ خرداد ۱۳٩٢ :: ٩:۱٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

با اینکه داشتم از استرس سوار هواپیما بودن میمردم مخصوصا با تکون های شدیدی که احساس میکردم ولی منظره بیرون تا حدی، سرم رو گرم میکرد تا به لحظه های سقوط زیاد فکر نکنم

پ.ن1: اون لکه هایی که توی عکس ها میبینید به خاطر کثیف بودن شیشه هواپیما از بیرون ایجاد شده.



موضوع مطلب : من و عکاسی

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed