کوله پشتی
و این نه آغاز است و نه حتی پایان ماجــــــــــــــــــــرای ما....
 
٢٧ مهر ۱۳٩٢ :: ٥:۱۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : queen B

من عاشق پیاز جعفری هستم. همسر هم همینطور. پنج شنبه قبل نیم ساعت قبل از اومدن میهمانها همسر درخواست پیاز جعفری داد برای شام. خوب البته که کاری نداره ولی من استرس زیادی داشتم برای همین شروع کردم غرلند کردن تازه بلد نبودم با غذاساز جعفری ها رو خرد کنم ناراحت خو تا حالا از این کارا نکرده بودم.

تصور کنید نیم ساعت تا اومدن میهمانها مونده من و همسر تو آشپزخونه داریم ظرف جعفری رو از دست همدیگه میکشیم همسر با عصبانیت من دیگه نمیخوام همه رو میریزم بیرون... من در حال کشیدن ظرف جعفری با عصبانیت: مگه تو باید بخوای جعفریام رو ول کن، اگه ول نکنی جیغ میزنما!!! همسر: چه فرقی میکنه الانم داری جیغ میزنی....

سرانجام درست کردم و رفتم همسر رو ماچ کردم که سرش غر زدم ولی سر شام هیچی به همسر نرسید یعنی جناب برادرای گرام جاروش کردند.

 درسته که کار خاصی نیست اما درک کنید من تا حالا سبزی خرد نکرده بودم جعفریا داشت میریخت تو آشپزخونه اگه سریال فرندز رو دیده باشید مامان من  یه کوچولو شبیه مامان مونیکاست برای همین استرسم زیاد بود.

ادامه مطلب از مراحل آماده کردنش عکس گذاشتم

 


پیاز و جعفری رو خرد میکنیم. من ریختم توی غذاساز

خیلی لهش نکنید یه طوری باشه که طعم پیاز و جعفریش رو زیر دندون احساس کنید

سس مایونز رو اضافه کنید. من خودم زیاد از سس استفاده نمیکنم از طعم مایونز خوشم نمیاد ولی با پیاز جعفری خوشمزه میشه. راستی نمک یادتون نره

خوب مخلوط کنید بذارید یه کم تو یخچال خودشو بگیره. حالشو ببریدقلب



موضوع مطلب : من و آشپزی

 
درباره وبلاگ
queen B

your life dose not get better by chance. its get better by change

موضوعات
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed