مامان مونیکا

بعد چند روز زنگ زدم باهاش صحبت کنم. ته دلم ازش ناراحتم خیلی هم ناراحتم. یه جورایی دلمو شکسته! در حین صحبت میگه: مامان بزرگ میگه پاشو بیا اینجا همه ما نهار اینجا هستیم...

خواننده گرامی توجه فرمایید ساعت 12:30 هستش و همه از یکی دو ساعت قبل اونجا رفتند اگه خیلی مهم بودم زودتر بهم میگفتن برم دیگه نه اینکه زنگ بزنم تازه یادشون بیافته.

میگم که نه نمیرسم بیام! (خدایی هم باید هول هول حاضر میشدم آژانس میگرفتم بدو بدو میرفتم اونجا حداقل هم نیم ساعت تا چهل دقیقه راه تازه با آزانس! بعد اونجا نهار خورده نخورده میرفتم کلاس خصوصیم که امروز آخرین جلسه هست.)

بعد جواب منو اینجوری منعکس میکنه که :"بی" میگه تازه از خواب بیدار شدم نمیام!!!!

یعنی هیچ کس تو دنیا نیست که اینقدر تمیز بتونه اعصاب منو بریزه در هم! بهشم میگم آخه تو از کجا میدونی من تازه بیدار شدم چرا الکی میگی چرا همیشه میخوای بچه هاتو تنبل نشون بدی!!

جوابشم جلو اونا اینه که خب حالا مثلا بگم چرا نمیخوای بیای بگو دیگه؟ مامان بی میگه من خیلی وقته از خواب بیدار شدم ولی نمیخوام بیام اونجا!!!!!!!!!

خب الان من چی بگم؟ الان همزمان هم اعصابم ریخته رو زمین، هم بغض دارم به خاطر همه بی توجهی های این چند وقتش ، هم دستام داره میلرزه همین الانم معدم شروع کرد تیر کشیدن این یعنی اوضام خرابه و منم دارم با بازی با کلمات سعی میکنم حالم رو بهتر کنم که زهی خیال باطل. حتی دوبار سعی کردم خنده دار بنویسمش که دور هم بخندیم ولی نشد نمیشه یه زخمه که این چند وقت ایجاد شده و درد میکنه!

 

/ 4 نظر / 38 بازدید
مهتاب

عزیزم [بغل][ماچ][قلب] ناراحت نباش مامانه دیگه چکارش میشه کرد؟ فکر نکن بی توجه شده بهت اگه قرار بود اینجوری باشه باید از اول عمرت اینجوری بوده باشه،اینجوری بوده؟ شاید به خاطر همون ناراحتی که از مادرشوهرت دارن یه کم این حس رو داری! بعضی از مامانها همینطورن فکر میکنن اگه بچه هاشون رو بزرگ جلوه بدن بقیه توقع میکنن یا چشم می کنن یا چه میدونم؟! ازین عقاید عجیب دیگه! مادرشوهر منم همینطوره! از بس بچه هاشو جلوی فامیل کوچیک کرده بقیه هنوز روی همسری همین فکر رو دارن که بی عرضه است همه اش می پرسن : هنوز سر کار میری؟؟!!! اون لفظ هنوز همسری رو خیلی عصبی میکنه!درصورتیکه همسری از نوجوونی سرکار میرفته و اگه درآمد همسری نبوده کمیت خونشون لنگ بوده! ناراحت نباش آدم که از مامانش ناراحت نمیشه

تمشک خانوم

مامانا اینطوری بزرگ شدن. شاید فکر میکنن بهترین روش اینطوریه . این چیزیه که زمانه یا پدر و مادرشون یا هر چی بهشون یاد داده ! البته که بعضی اوقات مادرا بدجور روی اعصابن و کاراشون حسابی ادم رو عصبی میکنه

سپیده

سلاممممممممممممممممم بهناز جونممممممممم من خیلی نامردم که این چند وقته خاموش میخوندمت و نظر نمیزاشتم قول میدم دیگه دختر خوبی باشم[خجالت][خجالت][خجالت] بعضی وقتا مامانا رو اعصابن نمیشه کاریش کرد چرا؟ چون ماماننننننننننننننننننننننننننننن

سینه سرخ

آخی عزیزم درکت میکنم . یه سری اخلاقای پدر مادرارو نمیشه کاریش کرد .ناراحت نشیا عزیزم اما یکمی هم خندم گرفت ! مخصوصا اونجا که اومد مثلا درستش کنه . نمیدونم ازدواج کردی یا نه .اما من وقتی ازدواج کردم دلم برای همین کارای مامانم گاهی تنگ میشه . خدا حفظشون کنه مامانتو وقتی ازش دور شی دلت تنگ میشه براش . امیدوارم الان بهتر شده باشی