فصل جدید

یه فولدر داشتم یعنی دارم به اسم myselection از حدود بیست سالگی موزیک های مورد علاقم رو اونجا جمع میکردم.

دنیای عجایبیه برای خودش از هر خواننده و تیپ و نوعی توش پیدا میشه، مرحوم مرضیه و هایده و ویگن بگیر تا شهرام شبپره و داریوش و نامجو ومرتضوی و کریستی برگ و مایکل جکسون.

این فولدر تو این ده سال همراه من رشد کرده و جا به جا شده. از این شهر به اون شهر، از این خونه به اون خونه از پی سی به لبتاپ از لبتاپ به پی سی، از هارد اینترنال یه اکسترنال از ام پی تری پلیر به فلش از فلش رو گوشی و تبلت و...

توی این ده سال تغییرات زیادی تو زندگیم بوده. جاهای مختلفی زندگی کردم ادم هایی تو زندگیم اومدن و رفتن. اتفاقات زیادی افتاده. همه چیز تموم شده و از همه اون ده سال یه فولدر مونده.

کلا آدم خاطره بازی نیستم وقتی یه دوره از زندگیم تموم میشه دائم خاطراتش رو مرور نمیکنم مقایسه نمیکنم.

ولی این فولدر برام یه حس خاص داره. اینکه هر تراک یه صحنه میاره تو ذهنم. موزیک و عطر همیشه برام یادآور یه صحنه هست. با تمام جزییات. عطر کمتر و موزیک بیشتر!

توی این چند سال اخیر سیر سریع تحولات باعث شده بود با دقت فولدرم رو گوش ندم. خیلی توجه نداشتم. در واقع این چند سال جهش عجیبی داشت همه چیز تغییر کرد و اونقدر سریع دنیام عوض شد که خودم جا موندم. تازه دارم سعی میکنم به تعادل برسم. تازه دارم با خودم کنار میام . خود جدید با خود قدیمی کنار میان و هماهنگ میشن.

مثل همه همزمان سازی ها زمان میبره ولی داره اتفاق میافته و این خوبه!

امروز یه فولدر جدید درست کردم میخوام در دهه جدید کار مشابهی انجام بدم به هرحال سلیقم تا حدی تغییر کرده و نیاز به یک فصل جدید داره.

 

خاطره نوشت:

شاید مسخره باشه و بهم بخندین ولی داستان توی اولین سالهای دهه بیست به این شکل افتاد که میخواستم برای دوست پسر اون موقعم یه سی دی بزنم و آهنگ های مورد علاقم رو بهش هدیه بدمقهقهه( خیلی هم برای زمان خودش کول و باحال بود خودمم شیک و به روز بودم در این حد که ابروهام رو با حفظ پیوندی وسط ور داشته بودم شازده قجر الموک خانمی بودم) بعله میفرمودیم که : تمام سی دی ها را از اول میزاشتم گوش میدادم تا تراک آخر هرکدوم خوب بود کپی میکردم و یادآوری میکنم مثل الان نبود هزارترابایت آهنگ و فیلم بریزی روهارد و تازه دوهزارتا دیگه جا داشته باشی همه چی روی سی دی بود. دونه به دونه سی دی میزاشتم و گوش میدادم. در اواسط کار بودم که زرتی بهم زدیم و سلکشن نازنین موند و هر روز آپدیت شد و تا خود امروز از طوفان ها و حملات سایبری زبان و فرمت سیستم جان به در برده. باشد که رستگار شوم با این داستانهای زندگیم.

/ 9 نظر / 16 بازدید
Ahmad

منم یه سلکشن دارم همیشه و زیاد هم تغییر می کنه خداییش هم آهنگاش قشنگه انصافا سلیقه ام تو آهنگ خوبه

Ahmad

باشد که رستگار شویم [لبخند]

چه وبلاگه فشنگی[لبخند] اگه دوست داشتین به وبلاگ منم سربزنید و نظر بدید[لبخند]

سپیده

خواهر من که خیلی قدیمی بود زمانشون سی دی نبود نوار خوانندها رو واسش پیدا میکرد. هر وقت صدای داریوش رو میشنوم یاد اون دوران میوفتم

یاسی

ای جانمممممممممممم عزیز دلم [خنده] گنا داشتی خب !

یاسمن

سلام، خیلی خوشم اومد از وبلاگت و خودت؛ دوس دارم بازم سر بزنم :) داشتم سرچ میکردم ببینم برای تولد دوس پسرم که سه هفته دیگست چی بخرم، که به وبلاگ شما رسیدم. پیشنهادای عالی ای داده بودی، ازت ممنونم. پیشنهادات همون چیزایی بودن که میدونم دوستم خیلی دوس داره :D راستی نوشته بودی که هروقت بخوای با هدیه های کوچیک همسرتو غافلگیر کنی بهش بازی کامپیوتری هدیه میدی، خواستم بپرسم که الان بازی کامپیوتری ِخوب جدید میشناسی به من معرفی کنی؟ من اصلا تو این فازا نیستم!! اما دوس پسرم عاشق بازیه، مخصوصا بازیهایی که توشون تصمیم گیری هست، مثلا تصمیم گیری برای یه شهر مثل سیم سیتی، یا تصمیم گیری اداره ی جهان، و خلاصه همچین چیزایی! اگه ایده ی خاصی داشتی خیلی ممنون میشم بگی :) راستی جایی رو میشناسی که بتونم ازش کادوهای خلاقانه تهیه کنم؟ یا مثلا جایی که ازین هلیکوپتر کنترلیای کوچیک داشته باشه... اگه اونم میشناسی خیلی ممنون میشم بهم معرفی کنی بازم ممنووووووووووووووون [قلب][ماچ]

یلدا

باقیات الصالحات که میگن دقیقا همینه که دوست پسرت از خودش به جا گذاشته:))

مهتاب

ما با نوار کاست دنیایی داشتیم سی دی مال بچه های عصر جدیده!! [چشمک]