دل به دل راه داره و از این حرفا

نکته جالبش اینجاست یه هفته میشه که میخوام برم لیوان بخرم. همه دم دستیام فرت فرت شکست آخریشم هم وقتی همسر داشت ظرف میشست شکست و انگشتش رو داغون کرد! بعد دو روز پیش گیر داد که بریم لیوان بخریم میترسم خونه نیستم این لیوانا دست تو رو هم ببره اونوخ من چیکار کنمسبز منم این روزا اعصاب ندارم حوصلم نیومد برم بخرم.

بعد مهمونای دیشبم بدون اینکه بدونن و از همه دیگه خبر داشته باشند برام سه دست لیوان کادو آوردن. حالا مناسبت کادوشون رو هم نمیدونم. فقط عادتشونه هر وقت میان خونم دست خالی نمیان. مادربزرگ و خالم رو میگیم. فکر نمیکردم همچی انرژی قوی داشته باشم!

پ.ن: میگما هنو بی حوصله ام

 

/ 4 نظر / 37 بازدید
سپیده

وای چقد باحال من یه مسافرت دلم میخواد.میشه واسم انرژی بفرستی بهناز جونم[نیشخند][ماچ]

نونا

کلا یه مدته حوصله نداری انگاری یاد ترانه انگاری افتادم

نیلوفر

حالا مدلشون رو پسندیدی؟ من اگه خودم نپسندم کسی برام کادو بیاره به دلم نمیشینه

سینه سرخ

عزیزم مبارکه لیوانات ایشالله بهتر باشی