positive choice

توی یکی از کلاس هایی که میرم صحبت شد درباره اینکه خودتون را در معرض انتخاب های مثبت قرار بدید! نگذارید ویروس ذهنتون را از بین ببره!

مثلا تایم آزادتون را به جای اینکه یه برنامه مسخره تلویزیونی ببینید یه مستند درباره کار یا چیزهایی که بهش علاقه مند هستید تماشا کنید.

به جای رفتن به پارتی و مشروب و سیگار بمونید خونه یه کتاب عالی بخونید.

به جای گوش دادن به موزیک هایی با شعرهای منفی موسیقی بی کلام گوش بدید

و....

این تایپیک ذهنم رو خیلی درگیر کرد چون یه مدت طولانی که سعی میکنم از منفی ها دور بشم و موضوع باعث شد تو ذهنم یه لیست درست کنم درباره اینکه از کجاها انرژی منفی رو میگیرم.

1- مهمترین چیزی که حالم رو بد میکنه اخبار هست. فرقی نمیکنه مربوط به کدام طرف باشه درهرصورت شنیدن این همه سیاهی ذهنم رو سیاه میکنه. اینکه فلانی اعدام شد اینکه دادو ستد دخترها در فلان جا زیاد شده و....

نه اینکه بی احساس باشم اتفاقا بیش از حد ذهنم درگیر میشه احساس همذات پنداری ولم نمیکنه. ترجیح میدم از خبرها دور باشم. باور کنید چیز مهمی رو از دست نمیدیم.

2- بعضی از آدم ها فاجعه هستند. شاید شما هم اطرافتون داشته باشید همین که بهتون میرسن تمام خبرهای بد دنیا رو در کمتر از یکساعت بهتون میگن. نمیفهمم این چه کاری هست آخه؟ تو این انفجار تکنولوژِی کسی نیاز داشته باشه خودش میره میبینه یا میخونه دیگه.

چندبار همسرجان از این کرامات نشون دادند و هنوز از خواب بیدار نشده سرش رو کرد تو گوشی و چندتا خبر سربریدن و اعدام و... داد البته بعدش عواقبش رو دید الان دیگه بیخیال قضیه شده کلا

مادرجانمان هم که قربونش برم از خبر دزدی از فلانی مردن فلانی و .... همه رو در چند صدم ثانیه میکنه تو گوش آدم هیچ راه گریزی هم نمیذاره.

مثلا تلفن کردم بعد از سلام و اینا یهو راستی میدونی پسر جوون فلانی مرد. یا یهو میبیندت این داعشیهای خاک برسرها تجارت زنان راه انداختند و ...... توضیحات کامل بیخیالم نمیشه فاجعه بار ترین حالت قضیه رو برات میگه بری بشینی فیلم اره ببینی کمتر خونریزی داره توش!

3- بعضی از این دوستان و آشنایان که آدم رو به زور عضو این گروه های خودشون میکنن تو شبکه های اجتماعی. اینا بعضیاشون فاجعه هستند. هی گروه رو ترک میکنم یکی دیگه دوباره عضوم میکنه. د لامصب بیخیال من! حالا از جوک های قومیتی که من متنفرم ازش بگذریم . این مسائل اجتماعی که باهاش شوخی میکنند هم بذاریم اونطرف. این ویدیو های حال بهم زن که میفرستن رو نمیتونم باهاش کنار بیام. امروز تو وایبر تو یکی از همین گروهها طرف ویدیو فرستاده :عزاداری با قمه.

4- بعضی از این وبلاگ ها. البته به من ربطی نداره من به عنوان خواننده سریع صفحه را میبندم و دیگه طرف وبلاگش هم نمیرم. ولی قتل و غارت و ...

....

نمیخوام بگم آدمهای بیتفاوتی باشیم اما به جای اینکه زنجیره انتقال چیزهای کثیف باشیم بیایم مثبت فکر کنیم مثبت ببینیم. به جای اینکه تو وایبر ویدیوی داعش رو بفرستید به جاش یه ویدیوی مثبت نمیدونم یه صدای زیبا یه استعدا باحال یه کار خلاق رو بفرستید. به جای اینکه در برخورد با آدمها سیاهی ها رو عنوان کنید از هوای خوب امروز از چیزهای بامزه از کتاب و فیلم حرف بزنید. یه حلقه از زنجیره سفید ارتباطات باشیم

/ 6 نظر / 33 بازدید

salam web qashangi dari khosh hal misham be manam sar bezani

یاسی

من جدا عاشق این پستت شدم . خیلی تذکر به جایی بود . ممنون . چقد طنزت قشنگه . طنز از ژانرای مورد علاقمه که تو خیلی قشنگ مینویسیش .

نیلوفر

خیلی زیبا نوشتی لذت بردم [دست]

مهتاب

کاملا باهات موافقم یعنی من جمعه ها که میرم خونه مامانم بجای اینکه دلم باز بشه بیشتر غمباد میکنم از بس که بابام اخبار قتل و غارت و ..... رو با صدای بلند تی وی میبینه و گوش میده و من جایی برای فرار ندارم که برم و صدای تی وی رو نشنوم!!!!

فکر دوم

من میگم دیگه اون کلاسو نرو. اصلا کلاس خوبی نیست! [نیشخند] آخه یعنی چی سیگار نه! پارتی نه! قر و قمبیل نه!

مینا

وای حس منم دقیقا مثل توهه.وقتی توماشین همسر اخبار رادیو میزاره یا تو خونه تلویزیون رو میزاره رو خبر دلم میخواد داد بزنم بگم دیگه بسه خاموشش کن.اعصابم واقعا میریزه به هم.اون هم بهم میگه چیشده چرا اینطوری میکنی چرا اعصابت اینقد ضعیفه.واقعا فجایع بدی تو جهان داره اتفاق میفته وقتی میشنوی تا چند روز حالت بده.روح منم تحملشو نداره.کاری هم نمیتونم بکنم جز دعا برای ظهور امام.