تعطیلات

سال جدید را خیلی خوب شروع کردم علتش هم سفرمون بود. توی سفر کارهای متفاوتی انجام دادم.

اول از همه اینکه توی شهربازی رامسر سوار این صندلی های سقوط آزاد شدم. اینایی که میبرتت بالاترین حد ممکن و ولت مکنه پایین تجربه هیجان انگیزی بود. بعد از پیاده شدن از نظر روانی شادتر بودم. موقه سقوط هرچی جیغ توی وجودم جمع شده بود را خالی کردم اونقدر جیغ زدم که وقتی پیاده شدم احساس رها بودن داشتم.

مورد بعدی دوچرخه سواری بود که شاید بیشتر از 10 سال بود دوچرخه سوار نشده بودم ولی توی محمود آباد ویلایی که داشتیم توی یه شهرک نزدیک دریا بود و خوشبختانه خلوت خلوت بعد شب ها دوچرخه سواری میکردم بین ویلاهای خالی، سکوت، آسمون پر ستاره. به همچین آرامشی نیاز داشتم.

کار جدید دیگه هم این بود که برای اولین بار بیلیارد بازی کردم توی محمود آباد کلی بیلیارد بازی کردیم. حس خوبی بود اینکه دارم یه چیز جدید یاد میگیرم.

جای همتون خالی کلی خوشگذروندم.

جناب همسر در مورد اول که اصلا پایه نبود راستشو بخواین حاضر نیست چرخ و فلک سوار بشه چه برسه به این. تنها کاری که کرد این بود واسه پایین ازم فیلم و عکس بگیره و به قول خودش حمد و قل هوالله بخونهچشمک

توی مورد دوچرخه سواری هم بود ولی در حالی که من میرفتم برای خودم ایشون با پسرخاله من داشتن مسابقه میدادن یا سعی میکردن خفاش بگیرنابله

یه همچی همسر بازیگوشی دارم بنده.

از کائنات برای این تعطیلات خوب متشکرم واقعا تخلیه روانی شدم. آروم شدم.

/ 3 نظر / 6 بازدید
مهتاب

خوشحالم که اینقدر بهت خوش گذشته عزیزم منم دوچرخه سواری رو پایه ام! پارسال تابستون که رفته بودیم شمال من و همسری هم دوچرخه کرایه کردیم و یکساعت دوچرخه سواری کردیم من بعد از بیست و چند سال دوباره سوار دوچرخه شدم فکر نمیکردم بتونم اما بعد از دو سه دقیقه کاملا مسلط شدم و با همسری توی خیابپنای بین ویلاها ویراژ دادیم بعد از دچار درد در ناحیه تحتانی!!! شدم![نیشخند]

الهه

خوبه اون هیجانی (لیست اهداف 93)که میخواستی تقریبا تجربه کردی

یلدا

از اینا که میگی من سوار شدم خیییلیییی حال میده،همسر منم اصلا پایه این چیزا نیست،اونوقت کیش که بودیم من رفتم اسممونو نوشتم واسه چتر پاراسل:)))از شب قبلش استرسو تو چشاش میخوندم ینیا:)))