یه مدته لوسم نکردن دلم پره ازشون وگرنه چیز مهمی نیست

دلم از خانوادم خیلی گرفته. خیلی از دست همشون ناراحتم چشم انتظار کمک ازشون نیستم ولی فکر نمیکردم این جوری نسبت به یه سری چیزا بی خیال باشن. پدر و مادر من تو هر موقعیتی دست چکشون به راهه برای کمک به انواع آدم ها مخصوصا دم عید. بعد یه خبر از بچه خودشون نمیگرین که خرت به چند، شمایی که آخر سال خوردید به کسادی  اصلا شب عیدی چیکار میکنید اصلا بی خیال داماد، تو دختر ما بودی همیشه تو ناز و نعمت گذروندی الان دقیقا شب عیدی داری چیکار میکنی؟ فقط دلم میخواست ازم میپرسیدن همه چی روبه راه؟ اونقدر نگران لباس شب عید خواهر و برادره هستند اصلا چرا از من نپرسیدن تو چیکار کردی؟ وقتی میگم خرید نمیکنم برام درد داره مامانه میگه خب تو همه چی داری. انتظار کمک مالی ازشون ندارم خدای ما هم بزرگه فقط انتظار توجه دارم. انتظار دارم ازم بپرسن؟ به خداوندی خدا که هیچ انتظار دیگه ایی ندارم.

ازم بپرسن چرا آرایشگاهت رو کنسل کردی؟ چرا دکترت رو کنسل کردی؟ یعنی اینقد گرفتار حل کردن مشکلات بقیه هستند که منو یادشون رفته.

نمیتونن یه سوال بپرسن تو خونت همه چی هست چیزی احتیاج نداری؟ شب عید کم و کسری داری به ما بگو. اصلا حرف بزن همه چیزت رو به راه هست.فقط سوال بپرسن.

برام زور داره این چند وقت هربار به من زنگ زدن درباره خرید کردن خواهره و برادره و دانشگاه پیچوندن اون یکی و هزار تا چیز مربوط به دیگران بوده ولی یه سوال از من یادشون رفته بپرسن.

میدونم دوسم دارن اما اینکه توی این شرایط بهم توجه نمیکنن دلمو شکسته ازشون انتظار دارم.

من میخوام بهم حس اینو بدن که هنوزم بچه اون خونه هستم.

از دست خواهر و برادرم هم شاکیم اون داستانش جداست ولی...

عیب نداره خدای منم بزرگه.

/ 3 نظر / 13 بازدید
همین من ساده

تا خدا هست غمی نیست.خدا خودش روزی رسونه... ---------- شما لینک شدید .خوش حال می شم طرف های منم سری بنمایید.[گل]

سميه

واي خيلي حساس شديدنا انقدر تو ناز و نعمت بودي [لبخند]ظاهرا تحمل كمي بي پولي رو ندارينا كنسل كردن ارايشگاه و اينا خيلي هم فاجعه نيست تازه اينجوري بهتره اخرش اين شمايين كه باعث افتخار مي شين تو فرندز ميچل يادتونه آخره ارتباط بودا نه!!!؟[لبخند]

مهتاب

عزیزم ناراحت نشو خوب اونا فکر میکنن که تو مستقل شدی و خوشحال باش کهاینقدر به شوهرت اعتماد دارن و اونو لایق میدونن که میتونه زندگیتون رو اداره کنه . واسه همین نمیپرسن مثل ما و خواهرکوچیکه. یادته که من و خواهرکوچیکه به فاصله دوماه عروسی کردیم اما مامان و بابا بیشتر هوای اونا رو دارن طبقه پایین خونه رو تعمیر کردن که اونا برن بشینن و کرایه ندن و ..... اما من اعتراضی ندارم چون فکرم اینه که اونا روی همسری حساب دیگه ای باز کردن که تواناتره! تو هم بیخودی غصه نخور برای اونا که تو و بقیه بچه ها فرقی ندارید [بغل]