قدم خیر

داستان از چند هفته پیش شروع شد که زنگ زد که برای شاگردهای من کلاس کامپیوتر میزاری؟

-کلاس؟ چه نرم افزاری؟

- دخترگلم از اول اول! شما چی میگید بهش ... ICDL؟

- جون مامان ول کن! من 10 سال پیش حال داشتم این چیزا و یاد بدم الان فقط نرم افزارهای تخصصی شاگرد قبول میکنم.

در ظاهر قبول کرد ولی از اونجایی که من مامانم رو میشناسم میدونم تا قبول نکنم براشون کلاس بذارم دست از سرم برنمیداره.

چند روز بعد

- دخترگلم بگم کی بیان برای ثبت نام؟

-کیا؟

- همون شاگردهام که قراره بیان برای کلاس عینک

-مادرمن مگه نمیگی مدرسه میخواد براشون کلاس بذاره پس چرا میخوای بفرستیشون پیش من؟

-آخه مدرسه هزینه زیاد میگیره اینا نمیتونن برن کلاس. وضعیت مالیشون اصلا خوب نیست دلشون میخواد مثل همکلاسیاشون یاد بگیرن ولی نمیتونن هزینه بدن.

- باشه بگو سه شنبه بیان ببینم چندتا هستن.

-خدا خیرت بده مامان جان! بهشون گفتم برای کل دوره ازشون 60 میگیری خوبه دیگه؟

- مامان بی خیال 60 آخه؟

- گناه دارن، بچه ها پاکن معصومن برای روحیه خودتم خوبه. مگه نمیگفتی دلت برای تدریس تنگ شده ایشالا که قدمشون برای شرکتت خوبه!

- باشه بگو بیان هرکدوم هم ندارن عیب نداره نمیخواد مبلغی بدن.

هیچی دیگه من الان 6 تا دختربچه ناز دارم که میان شرکت بهشون کامپیوتر درس میدم.

نکته جالبش هم اینه همون روز اول بعد از کلاس یکی زنگ زد وچندتا پروژه بهمون داد و بعدش هم که رفتم خونه مامانم اولین هدیه تولد امسالم رو بهم داد که از نظر مالی قیمت زیادی داشت و اصلا انتظار نداشتم بعد دومین جلسه کلاس هم از چندجا به شرکت پول رسید.

من اعتقاد به کارما و بازگشت اعمال دارم اما هیچ وقت فکر نمیکردم گاهی وقت ها اینقدر زود نتیجه یکسری از کارها رو ببینم. اونقدر توی این دوتا جلسه که اومدن کلاس باهاشون حال میکینم اونقدر بهم انرژِی مثبت میدن که حد نداره.

خدایا ازت ممنونم که بهم این استعداد رو دادی که بتونم معلم خوبی باشم و چیزهایی که بلدم رو به دیگران یاد بدم مرسی به خاطر این تفریح عاشقانه. مرسی راه ساده ایی رو پیش روم میذاری که از اون طریق به زندگیمون خیر و برکت بدی.

 

/ 6 نظر / 15 بازدید
نونا

چه خوب!

مهتاب

بچه ها دنیای عجیبی دارن من که از درس دادن بهشون لذت میبرم وقتی دوره کلاسم تموم میشه از ناراحتی ندیدن من گریه میکنن قلبم درد میگیره! همیشه سعی میکنم جلسه آخر کلاسم اینقدر بگیم و بخندیم که همه با حال خوش برن اونوقت خودم بعد کلاس گریه ام میگیره!!!

یلدا

خیلی برات خوشحالم عزیزم.و به خاطر این دیدی که نسبت به این قضیه داری تحسینت میکنم

خانمی

بچه ها دلشون پاکــــه، خدا خیلی دوسشون داره .. خدا خیرت بده[لبخند]

حباب

واااااااا مگه چند ساه هستند؟/[نیشخند]