یادباد آن روزگاران یاد باد

یه زمانیم بود اتفاقا شما خوب باید یادت بیاد همین پارسال، اصلا تا همین قبل عیدی، نرم افزار فیدلی را باز میکردی نزدیک 100 تا وبلاگ به روز شده نمایش میداد. در حدی که خسته میشدم از اینکه همه رو بخونم نصفش میموند برای تایم آزاد.

تازه نمیخوام راجع به خیلی قبلترها صحبت کنم که اشکتون رو دربیارم. روزگار رونق و جلال و جبروت وبلاگ نویسی. البته که من اون روزها تو اسپات مینوشتم و چقدر هنوزم عاشق بلاگ/// اسپات نازنین هستم و هنوزم، گاهی خاص ترها رو اونجا میذارم...

دردسرتون ندم که هی وای من که این روزها فیدلی  لامذهب رو که باز می کنم،دیگه خیلی دوستان ترکونده باشن دوتا دونه وبلاگ به روز شده میبینی. نکنین این کارها رو. نکنین عزیزان من، نکنین دلبندان من. نکن خودم(چون خودم هم جزو کم نویس ها شدم) نکنبن، نکن، نکنیم

قبول کنید نوشتن یه حس ناب دیگه داره، عکس گذاشتن تو اینستا یه حس ناب دیگه داره و لاین هم هیچ حس نابی نداره!

چرا اینا باهم قاطی شده خب تعادل داشته باشیم تو اینستا عکس بذارید بیاید اینجا مطلب بنویسید بعد برید چت کنید این وسطا وقت کردید کارم بکنید، مسواک هم یادتون نداره، سربه زیر و مودب هم باشید، مطالعه هم بکنید...

فعلا همینا مشق شب باشه فردا امتحان میگیرم. منم حالم خوب میشه برم قرصا نارنجیامو بخورم...یول

در کل که بنویسید

بنویسید

بنویسید

 

 

/ 8 نظر / 139 بازدید
زامبی صفت

وَ نونِ وَالقلم فقط نونش بربری برشته کنجد دار باشه داغِ داغ اصولا بخث در این باب بُسیار شیرین و پر حلاوت می باشه و حیف که ما یه حس غریبی داریم دوستان مجازیمون که فقط در / مجاز / وب همیدگرو می شناسیم رو دوست نداریم تبدیل به واقعی کنیم. اخو ما سایتمون یه نمور کاری اقتصادی هم هست تمام ادرس و تلفن و اسم و رسم و این ها مون هم اونجا هست یهنمور از این حس غریب اشنایتِ غریب و مجازی به دوره ولی بدمون هم نمی اد بر شوما هم لینک دل نبشته های خودمون رو م دادیم. همونطور که ما گه کاه سر می زنیم ببنیم دوستانی که نمی شناسیمشون تو دلشون چی می گذره اون ها هم شاید براشون ذوقو شوق داشته باشه البته ما هفته ایی چند دل نبشت هدر جایی می نگاریم و بصورت ماهیانه همه رو کپی می گیریم می ریزیم تو سایت خودمون. ولی من باب این که چراغ اینستاگرام و این ها جای نبشتن رو بگرفته اولا که خدا رو شکر تا حالا وارد اینستا نشدیم و برای عکس بازی به جای دیگری اتکار داریم هم همه هم مسلک مایند..! دویومندش که : نبشتن دل می خواهد و سَر و سِر که در این جهان زامبی وارِ پر از زامبی صفتان کی دلی براش باقیست و بر عکس تازه همه.......

زامبی صفت

........... و همه برعکس تازه دل ها و مغز های باقی مانده رو هم میل به خوردنشون دارند... و اون هایی که دلی و سَری بارشون باقیست باید از بیم خورده شدن دل ها و سر ها رو از عموم پنهان دارند. و من باب اون مسئلت که شوما فرمودین / روزگاران قدیم الیام / چندیس که اونترنت دوره / دانه / بودن و طعمه پراکنی اش به اتمام رسیده و دوران دام بودنش هویدا گشته که بحث پیرامون این که اونترنت چه دانه هایی دارند برای کشاندن در چه دام هایی بحثیست بس موفصل.. مونتهی میراتب عاقل ان است که دانه رو بردراه فرار کنه و به دام نیافته این مسئلت که در نبشتن حس و حالیست که در عکس گذاردن و باقی نیست را خیلی سال ها قبل افرادی اگاه بودن و می دانشتن مونتهی بد بختی اونها خو همون کسانی هستند که در صدد و در پی این اند که / حال / و / حس / رو از امت ها و از ملت ها بگریند که ملت ها بی حس بشن که برخی درد ها رو نتوانند حس کنن که اون ها تا هرجکجا که خواستند در پاچه ملت ها بفشارند و ملت ها هیچ خم به ابرو نیاوردند که تا چه عمقی در پاچه هاش گشادشان فرو نموده اند و خدا رو شصت و هزار مرتبه شاکریم......که در بهترین موقعیت زمانی .................

زامبی صفت

........ در بهرتین موقعیت زمانی / حلول / کردیم ما ها... یه نمور زود تر و بزرگ تر بودیم .. از او ندست هایی بودیم که اولش فکر می کردیم ای ناینترنت بازی ها و این ها بچه بازیه و کنار می موندیم و وختی می دیدیم این خیل عظیم و این / مَدِّ / کبیر رو و می خواستیم که به ای نموج العظیم بپیوندیم دیگه خیلی دیر شده بود و همه دانه رو بر چیده بودن و دام ها گسترده که به ته دیگ هاش هم نمی رسیدیم می رسیدیم الان به دوران انستاگرامیزم و بازی خزعبلات و یه نمور هم باز دیر تر و کوچکتر بودیم باز به همین منوال..... او دوران نابی که شوم ازش به عنوان / یاد باد ان روزگاران یاد باد / یاد کردین رو در دوران کودگی و این ها سیر و طی می کردیم بدون اونترنت تا یهوکی برسیم به دوران شاسگولیزم و اینستایزم و اینها و یهووکی بخاییم تمام عُقَدِ / ج مکسر عقده / او دورانی که از این موج دور نگه داشته شده بودیم رو خالی کنی مو غرقه بشیم در این موج العظیم....... ما در بهترین و ناب ترین برحه از این پیچ سرنوشت ساز تاریخی / حلول / کردیم که ان دوران را دیده باشیم و درک کرده باشیم........ دیگه بعد از ما هم هیش نسلی نخواهند فهمید ارزش / نبشتن / رو...

نون.میم

خبر داری ک بلاگفا ترکیده :( نمیدونیمم کی درست میشه و نمیشه مطلب نوشت وگرنه مطلب زیاده

تمشک بانو

سلام . وای راست میگی . چقدر خوب بود قدیما ! من که چند روزی نبودم میومدم میدیدم که کلییییییی پست نخونده دارم . اما الان ... نمیدونم چرا بچه ها بلاگفا رو ول نمیکنند برن یه جای دیگه وبلاگ بسازند !

منم ليلى

ما هم له له مى زنيم که بنويسيم ولى محروميم خواهر محروم! عذرمونم موجهه. بلاگفا ترکيده. حالا مونديم چيکار کنيم. حداقل شما پرشينى ها و اسکايى ها بنويسين دلمون خوش باشه

مهتاب

از بس که سرعت اینترنت مون زیاده مطلبی که میذاریم با سرعت زیاد حرکت میکنه رد میشه تو وبلاگ وانمیسته![زبان] من که چندین بار خواستم پست بذارم یا اینترنت مشکل داشت یا پرشین بلاگ ! ازخیرش گذشتم! آره ولی باهات موافقم خیلیا کمرنگ شدن

نیلوفر

من به شخصه خیلی دلم میخواد بنویسم زیادم بنویسم ولی هربار که میام میبینم یه داستانی داره این پرشین بلاگ. یه بار سرورش مشکل داره اصلا سایتش باز نمیشه یه بار عکس آپلود نمیکنه یه بار کلی که نوشتی همه ش میپره حال آدم گرفته میشه خوب اصلا انرژی آدم تموم میشه انگیزه آدم از بین میره آخه این چه وضعیه همه چی پیشرفت میکنه بهتر میشه حکایت وبلاگ نویسی در ایران برعکسه هی سخت تر میشه بلاگفایی های بنده خدا که کلا در وبلاگشون تخته شد آرشیوشون رو هم نمیتونن انتقال بدن طفلیا. قبول کن که بی تأثیر نیست